پایان باز خواهم گشت...
توی اون شب غریبی و ودا
تو عبور و تپش ثانیه ها
دیگه نزدیکی اون خواست خدا
تو گوشم می پیچه درد یک صدا
می گه تقدیر نوشته واسه ما
مثل همیشه مثل هر روز خدا
من وتو باید بمونیم باز جدا
---------بین ما فاصله عشق
فاصله یه جاده است--------
تو عبور و تپش ثانیه ها
دیگه نزدیکی اون خواست خدا
دل من داد می زنه می گه نیا
ولی افسوس داره می رسه به ما ...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
و درست آن هنگام که فریاد دلم را تنها سکوت کوچه شنید
تو آرام دستت از دست من جدا شد
قدم های آرامت تو را از من دور کرد
درست آن هنگام بود
درست لحظه ای که بوسه ام بر دستانت نشست
باور کردم که دور می شوی
باور کردم که کوچه
همان کوچه ی تاریک
تو را خواهد ربود
و درست همان هنگام بود که دلم فریاد می زد لحظه ها را
که نیایند بیش از این
و درست همان هنگام بود لحظه ای برای پایان دلخوشی ...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سری جدید عشق نیلوفری در :
